X
تبلیغات
زیر آسمان ایران
پنجره ای به سوی شگفتی های کیهان
نوستالژی
شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ساعت | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )
بعضی روزها ناخوداگاه میبینم یه مدت طولانی داشتم خاطراتم رو مرور میکردم ... بعضی روزها بیشتر به گذشته فکر میکنم ... بعضی روزها احساس عجیبی دارم یه جورایی توضیح ش مبهمه انگار دارم یه خاطره از آینده رو مرور میکنم .

این عکسی که گذاشتم اولین عکسی هست که از آسمون گرفتم اولین عکس نجومی من . سال 87 تابستون ... اون روزهای خوب برام یاداوری شد به خاطر همین این رو انتخاب کردم .

ادامه مطلب م دوتا از شعر هایی که پارسال نوشتم یکی در قالب نو و اون یکی ترکیب غزل و مثنوی ! دوستانم رمز خواستن بهم اطلاع بدن ... خواستم تو وبلاگم یادگاری بمونه ... 


ارسال اولین ماهواره نظارت بر وضعیت زمین
جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ساعت | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )

آژانس فضایی اروپا اولین ماهواره از مجموع شش ماهواره ی در نظر گرفته شده برای نظارت بر وضعیت زمین را به فضا ارسال کرد .

پنجگانه استفان به علاوه یک
جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ساعت | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )
apod-27March-nightsky.ws.jpg

پنجگانه‌ی استفان نخستین گروه کهکشان به هم پیوسته است. در این تصویر قابل توجه که با داده‌هایی از بایگانی هابل و تلسکوپ سابورو در قله‌ی مونا کیا به دست آمده، می توانید به وضوح آن را ببینید. کهکشان‌های پنجگانه در مرکز تصویر مجتمع شده‌اند، اما در واقع فقط چهار تا از این پنج کهکشان  در این رقص کیهانی به هم قفل شده‌اند.

امسال داره تموم میشه...
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ساعت | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )

خوشحالم که امسال داره تموم میشه  ... امسالی که روزهای آخرشم دست از اذیت کردن من بر نداشت !  امسالی که اگه بی انصافی نکنم وسط اون همه اتفاق تازه و غافلگیرکننده یه خوبی هایی م داشت ... همین که خدا عمر دوباره بهم داد   ... نمیدونم چطوری باید از خدای مهربونم تشکر کنم ... بعد اون خاطره خوب اردوی مشهد با دانشگاه که واقعا به من خوش گذشت  ... اولین بارم بود که مهمان غذاخوری امام رضا شدم  ... اولین بار بود که تنهایی بدون خانوادم سفر کردم ... فکر نمیکردم این مسافرت کوتاه اینقدر بهم خوش بگذره و پربار باشه ... دیگه همین دوتا

وقتی سال تموم میشه با خودم میگم تو یکی از همین روزهاست که از دنیا میریم ... همونطور که تو یکی از این روزا متولد شدیم  ... فکر میکنم یعنی چه روزیه ... تو چه ماهیه ... وقتی تو زندگی هامون نگاه میکنم میبینم اکثر ما جوری زندگی میکنیم که انگار قرار نیست بمیریم   ... دارم یاد میگیرم موقع ناامیدی ... ناراحتی ... رنج و غصه  به این فکر کنم که قرار نیست واسه همیشه زندگی کنم ... اینطوری کلی آروم میشم

حالا که بزرگتر شدم و با خیلی چیزا احساسی برخورد نمیکنم  به این نتیجه رسیدم که همیشه م خوب نیست عاقلانه فکر کرد گاهی وقتا باید عقل رو گول زد !  گاهی وقتا دل آدم تحمل پذیرش چیزایی رو نداره پس لازمه جاهایی که خیلی لازمه چشم رو به حقیقت ببندی  و به چیزی که دلخواهته فکر کنی ...  حتی اگه هیچ راهی وجود نداشته باشه ...

وقتی که به آرشیو وبلاگم و نوشته های دفترچه م سرزدم دیدم  چقدر سر خوذم غر زدم  که ترم یک بد بوده ! اما الان که گذشته میبینم بهترین ترمی بوده که تاحالا گذروندم   ... همش شیرینه برام ... همش خاطره ی قشنگه واسه م ... ترم دو هم خوب بود  ... خوب نبود اونم عالی بود اصن ... اما هیچ نظری راجع به ترم سه و این ترم جاری ندارم   ... اصنم فکر نکنم خاطره خوب بشه واسه م  ... نمیدونم شاید ازین بدترم بشه ...  خداکنه این ترم های باقی مونده به خوشی و سلامتی تموم بشه .

ترم دو که بودم حس شاعریم به شدت گل کرده بود ... وقتی ترم تموم شد فکر کنم فروکش کرد چون دیگه حال نوشتن پیدا نکردم ... البته از استاد بسیار خوبم استاد عظیمی ممنونم  که دائم تشویق م کرد به نوشتن   ... یادمه هر هفته نوشته هام رو بهشون نشون میدادم و ایشون با حوصله برام از ایرادهاش یا خوبی هاش میگفتن   ... نوشته هام یه جور قلیان احساسات بود تو قالب شعر اما الان دیگه ناخودآگاه روی کاغذ نمیان  .

بیچاره زینب  که هر روز کیلو کیلو منو نصیحت میکنه  و منم با لبخند میگم بیخیال زینب یه روز همه مون میمیریم ... خدا صبرش بده واقعا ! دیگه از چشم هام همه چیزو میخونه  ... حتی اگه انکار کنم با یه نگاه دقیق همه چیزو میفهمه ...  این روزها بی مقدمه بهم میگه یادش بخیر مهدیه ترم یک درس میخوندی منم لبخند میزنم میگم آره دل منم واسه اون روزها تنگ شده !  میگه خوب الانم بخون دیگه ! منم میگم باشه ! به جای کتابای دیگه درسهای خودت بخون !  تو جزوه هات نقاشی نکش ! مهدیه من باید تو رو درستت کنم !    اینم جمله آخر زینب وقتی از دست م عاصی میشه ! روز آخر جزوه همه درسا رو برام گرفت که داشته باشم  ... زینب جان ببخشید اگه اذیتت کردم  .

از زهرای عزیزم  بخاطر ... (    خودش میدونه        ) ! ممنونم ... یه لحظه هایی بود که اشک هامو پاک کرد و جاش لبخند کاشت ...  اما من هیچکاری واسه ش نکردم.

 

بخاطر همه چیز از خدا ممنونم ...  واسه اونایی که دوست شون دارم از خدا سلامتی و توفیق میخوام  ... دوست ندارم هیچوقت نبودن شون ببینم ... واسه همین آرزو میکنم زودتر از همه شون برم ... چه تو زندگیم باشن و چه نباشن  ...  واسه همه آرزو میکنم امسال یکی از بهترین سال های زندگی شون باشه ...  

زندگی تان طولانی و شاد ...

ادامه مطلب یادآوری خاطرات ...

 

در قلب سحابی روزتا
دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 ساعت | نوشته ‌شده به دست مهدیه | ( )
apod-11March-nightsky.ws.jpg

در قلب سحابی روزتا خوشه باز ستاره ایی قرار دارد که به  سحابی نور می بخشد. ستاره هایNGC2244 از گازهای اطراف و تنها چندین میلیون سال پیش تشکیل شده اند. تصویر بالا که در ژانویه و با استفاده از نوردهی های چندگانه و در رنگ های خیلی خاص سولفور(سایه قرمز)هیدروژن(سبز) و اکسیژن (آبی) گرفته شده است، منطقه مرکزی را با جزییاتی بی نظیر به تصویر کشیده است. باد داغِ ذرات به صورت خطوطی از ستاره های خوشه دیده می شوند و باعث ایجاد رشته هایی غباری وگازی می شوند که به آرامی از مرکز کهکشان در حال تخلیه هستند. مرکزسحابی روزتا در حدود 50 سال نوری طول دارد و در فاصله حدود 4500 سال نوری از ما قرار دارد و با دوربین دوچشمی و در سمت صورت فلکی تکشاخ دیده می شود.

 
لینک دوستان
دیگر موارد
تماس با ما